مجتبى ملكى اصفهانى

407

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

محسوسات هستند ، بايد حواس پنج‌گانه‌ى انسان از سلامت برخوردار باشند . د : فقدان شبهه : اگر انسان دچار شبهه شده باشد ، ممكن است در امرى بديهى شك كند يا آن امر بديهى را انكار كند . ه : عمليات غير عقلى : بسيارى از امور بديهى متوقف بر عمليات غير عقلى هستند ، مانند تجربه در امور تجربى يا شنيدن صدا ، و ساير امور از اين قبيل ، مادامىكه نياز به فكر و عمليات عقلى نداشته باشند ، هرچند علم به آنها نيازمند تجربه طولانى نيز باشد . علم نظرى يا اكتسابى : برخى علوم بعد از نظر و فكر و عمليات عقلى و معادلات فكرى حاصل مىشوند . اين قبيل علوم را « نظرى » يا « كسبى » گويند ، مانند معادلات جبرى و مانند حكم به حادث بودن عالم . اين معلومات تنها به كمك و وساطت امور معلوم و تنظيم آنها به نحو صحيح حاصل مىشوند . 6 - تعقّل ، توهّم ، تخيّل ، احساس : تعقّل : ادراك مجرد از هيئتهاى مخصوص را « تعقّل » گويند ، خواه كلى باشد و خواه جزئى . توهّم : ادراك معانى جزئى كه متعلّق به محسوسات است را « توهّم » گويند . تخيّل : هرگاه امرى براى انسان معلوم شد و سپس غايب شد ، ادراك مجدد آن چيز در حال غايب بودن بعد از حضورش را « تخيّل » گويند . احساس : ادراك شيئى با حواس ظاهرى ، به شرط حضور ماده و اكتناف